دیش سپید

ادبی

دیش سپید

ادبی

مکاتبه‌ای ذر باب سرقات:

مکاتبه‌ای در باب سرقات:


بعد از یک یادداشت کوچولو در زیر شعری از شهاب آتشزاد آغاز شد:

سلام آقای آتشزاد

من محمد مستقیمی(راهی) هستم سؤالى برایم پیش آمده که انگار شما مشکل‌گشای آن هستید. شعری را همشیره‌زاده‌ام پرویز قوام‌زاده برای درج در وبلاگ به من داد که قسمتی از آن را در یک شب شعر دورافتاده هم به نام خویش خواند و من از ابتدا فهمیدم که این شعر از خودش نیست آن را در اینترنت سرچ کردم تنها در ترانه سراها یک مورد آمد که آن هم به بایگانی سپرده شده بود وقتی به او گفتم آن را به گردن شما می‌اندازد که شما این شعر را (جاودانان آریاویج) را که از آن او بوده در سایت درج نموده و بعد با اعتراض او از سایت برداشته‌اید آقای آتشزاد این شعر بسیار قوی است و شاعر ان نمی‌تواند اولین شعر نوش باشد کسی که هنوز قالب‌های شعری را درست نمی‌شناسد به هر حال الان در وبلگ چوپونون

(http://chopponoon.mihanblog.com/post/941)

درج است و همچنین در وبلاگ دولنده:

 (http://doolende.mihanblog.com/post/45:

 من هنوز نمی‌دانم این شعر را از کجا آورده است اما آذرخش می‌گفت از کیوان قدرخواه دایی من است البته شعر به کارهای قدرخواه می‌خورد اما مطمئن نیستم می‌خواستم آنچه را در این زمینه می‌دانید و این که ارتباط شما با آقای قوام‌زاده(خواهرزاده من) چیست را برایم بنویسید تا آبروی من و شما در این مقوله سرقت ادبی زیر سؤال نرود ایمیل من:

 (rahi0098@yahoo.com)

با سپاس از شما : محمد مستقیمی (راهی)

 این مکاتبات انجام شد:

شهاب

 نوشته شده توسط شهاب:سلام استاد گرانقدر دریافت پیام شما باعث سرافرازی حقیر شد...

از نظر بنده انتساب شعر «جاودانان آریاویچ»به آقای قوام زاده هیچ مشکلی پدید نمی آورد و ایشان یگانه مدعی این شعر در جهان آفرینش های ادبی خواهند بود...این جانب مشارکت بسیار ناچیزی در سرودن این شعر با آقای قوام زاده داشته ام و اصل احساس و اندیشه متعلق به ایشان است...بنابراین موضوع سرقت ادبی در این مورد منتفی است...

با آرزوی تندرستی و شادکامی روزافزون برای جناب عالی و آقای قوام زاده عزیز 

سلام دوست من!

کمی حوصله کن و بخوان دردنامه است.

از آشنایی نزدیک با شما بسیار خوشوقتم بحث سرقت ادبی که منتفی شد و خیال من راحت شد اما تصاویر ، اطلاعات و ساختار گه‌گاه پیچیده بودن آن آقای قوام‌زاده را در پاسخگویی ناتوان کرده است شعری با بار اسطوره‌ای گسترده توان درک بالایی از اسطوره‌ها می خواهد من نمی‌دانم چه اصراری در این است که انسان مدعی چیزی شود که توانش را ندارد . من ابتدا که قسمت اول این شعر را با عنوان زائران معبد آب دیدم اطمینان داشتم که کار آقای قوام‌زاده نیست اما ایشان اصرار داشتند که هست اما از توضیح حتی یکی از نامی‌ترین نام‌های اسطوره‌ای در آن ناتوان بودند البته من خیلی خوشحال می‌شوم که این دو شعر سروده خواهرزاده‌ام باشد اما می‌دانم کار او نیست چون او را بزرگ کرده‌ام حالا شما چرا اصرار دارید سروده خودتان را به نام ایشان منتشر کنید خود دانید کاش روشن‌تر بیان می‌فرمودید من باید پاسخگوی رفتارهای خواهرزاده‌ام هم باشم بار اول نیست که این رفتارها از او سر می‌زند حتی اشعار سبک و پیش پا افتاده را از شاعران گمنام خطه خودمان به نام خویش این طرف و آن طرف می فرستد تا اینجا گفتم اشکالی ندارد آنان در فضای مجازی کاری ندارند و دل ای دل ایی کرده‌اند خوب حالا اگر هم سرقت شود آسمان به زمین نمی‌آید. اما جسارت‌ها هی زیاد می‌شود ایتدا اگر گفته بود که من این شعر را داده‌ام آقای آتشزاد ویرایش کرده‌اند من تا آخر خط می‌رفتم اما باور کنید این کار ویرایش نیست برای دیگری سرودن است نمی توانم دلیل آن را بفهمم . آقای قوام‌زاده استعداد دارد اما همیشه لقمه آماده می‌خواهد نمی خواهد دود چراغ بخورد مدت‌هاست با هم کلنجار می رویم که می‌گوید شعر سپید چیست و من دوست ندارم تازه هنوز در وزن‌های ساده شعر کلاسیک می‌لنگد ناگهان از راه می‌رسد و شعری با ساختار اسطوره‌ای گسترده می‌آورد و به عنوان اولین شعر سپیدش ارائه می‌دهد و اطلاعاتش هم در اسطوره‌ها در حد فرهنگ لغت است خوب من باید چه کنم تازه نامی هم از شما نمی‌آورد آیا شما این شعرتان را به او بخشیده‌اید؟ این شعر نه تنها از نظر اسطوره شناسی غنی است بلکه از نظر به کارگیری اسطوره‌ها و زنده کردن آن‌ها در ساختار گاهی در اوج است خوب دلیل این رفتار شما و او چیست سردر گم کردن من پیرمرد دلخون شده که توی این فضای مجازی بی در و پیکر سرگردان شوم و چپ و راست پاسخگوی دوستان باشم که این پدیده‌ی نوظهور کیست و چیست و کجاست و تا حالا کجا بوده و شعر را این یکی به براهنی و آن دیگری به کیوان قدرخواه(که شباهت زیادی به کارهای او دارد) نسبت دهد مگر من چز آموختن به جوانان چه گناهی کرده‌ام که سزاوار این همه آزار هستم من فریاد برمی‌آورم که این دو شعر کار یک شاعر کارکشته است نه اولین سروده کسی که هنوز قالب‌ها را نمی‌شناسد و از شعر سپید متنفر است. دوست عزیز شاید بگویید چرا حرص می‌خورم و شما که فرمودید سرقت منتفی است اما هدف چیست شما چرا با من چنین ساده برخورد می‌کنید و پوزخند عاقل اندر سفیه شما را از راه دور هم می‌توانم ببینم و همین، سرقت منتفی است. بقیه پرسش‌های مرا چه کسی پاسخ می‌دهد. ببینید چه دل پری دارم که تنها شما برداشت کرده‌اید که من نگران سرقت ادبی هستم نه جانم بیایید که سرقت‌های مشاهیر را از مشاهیر برایتان خرمن خرمن بازگو کنم اگر آقای قوام‌زاده با من نسبت نداشت و انتظار نداشت شعرش را در وبلاگم بزنم و در وبلاگ روستای زادگاهم زده شود و خیال نمی‌کرد همه خوانندگان این وبلاگ‌ها چیزی نمی فهمند من نگران نبودم . عزیز من به شعور من توهین شده است متوجه این موضوع هستید یا نه و از شما انتظار نداشتم در این توهین شریک شوید و با یک نگاه عاقل اندر سفیه سر این پیرمرد دلخون از همه جا را بیشتر به درد آورید. اگر می‌گفتید که شعر از شماست و به او بخشیده‌اید دست سخاوت شما را بوسه‌باران می‌کردم ولی حالا باید چه کنم؟ برای شما احترامی سرشار قائل بوده‌ام و هنوز هم قائلم که خودتان نمی‌توانید تصور کنید درست است که از نزدیک سعادت ملاقات نداشته‌ایم اما برای اهل دل بعد مسافت دوری نیست از یک طرف هم خوشحالم که این حرکت سبب شد بیشتر به هم نزدیک شویم. براستی باید چه کنم؟ سرشار باشی - راهی

 

سلام استاد بزرگوار البته قصور از بنده ناچیز است که زودتر به دست بوس حضرت عالی نیامده ام و لاجرم از دغدغه های معصومانه تان با روسیاهی تمام،غافل مانده ام... بنده یقین دارم که درایت جناب عالی همیشه راه به مقصود می برد...شرمنده ام و بسیار متأسف که با اندیشه و فهمی مجرد و نارس موجبات رنجش دل نازنین شما را فراهم کرده ام...با این حال عاجزانه استدعا دارم که این مسئله را مسکوت گذاشته، دیدگان خطاپوش حود را از این گستاخی نابخردانه دریغ ندارید...اکنون که با حضور داهیانه خود راه تکرار بر خطا را بسته اید چیزی جز یقین به بزرگواری و شرف درک شما از این اتفاقِ به هر روی افتاده،باقی نمی ماند...بنده مقابل عظمت روح شما و آن چه در اندیشه بلندتان می گذرد خاضعانه تعظیم می کنم...مسلماً در ارتکاب این جسارت بنده سزاوار سرزنشم نه آقای قوام زاده...لذا تمنا دارم ایشان را از پاسخ گویی بیش تر به این مسئله معاف دارید...متشکرم...

با تقدیم والا ترین مراتب اخلاص و ارادت

سایه عزت بخش عالی مستدام

شهاب

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.